آقای اصغر

ماجرای آقای اصغر خیلی جالب است. حیفم آمد در موردش چیزی ننویسم. آقای اصغر را کسی نمی‌شناخت. اصلا برای برند شخصیش کاری نکرده بود. دنبال این کارها هم نبود. سرش گرم کارهای خودش بود. نه اینستاگرامی، نه توییتری، نه وبلاگی. آقای اصغر جایی دور از وطن، در معرکه‌ای ترسناک، جانش را کف دستش گرفته بود تا از کشورش دفاع کند. کسی آقای اصغر را نمی‌شناخت.

تقریبا ۴۰ روز شد که سردار دلها را، سردار عزیز دل را ترور کردند. بعد از ترور فیلمهای زیادی از حضور سردار سلیمانی در قلب جبهه و در میان یارانش پخش شد. اما یکی از آنها خیلی جلب توجه کرد. فیلمی که فردی که دوربین را در دست دارد به سردار می‌گوید که جایی که ایستاده خطرناک است و از اون می‌خواهد که از آنجا دور شود. اما در نهایت سردار به او می‌گوید: بابا آقای صغر زشته. من رو می‌ترسونی بخاطر ۲ تا گلوله؟ 

تا اینکه چند روز پیش خبری آمد که آقای اصغر هم شهید شد. آقای اصغری که نگران جان فرمانده بود هم شهید شد. حالا آقای اصغر را همه می‌شناسند. آقای اصغری را که کسی نمی‌شناخت در عرض چند روز کل ایران شناخت. او هم قهرمان بود. 

فَلِلَّهِ العِزَّةُ جَميعًا . عزت و بزرگی از آن خداست و خدا به هر کسی که بخواهد می‌دهد. اما سوالی که از خودم می‌پرسم این است که آقای اصغر چه کرد که اینطور شد؟ 

08 فوریه 2020

دیدگاه‌ها/سوالات کاربران

    لطفا نکات زیر را در نظر داشته باشید:

  • لطفا دیدگاه/سوال خود را با زبان و کی‌برد فارسی ارسال کنید
  • لطفا از تبلیغ مستقیم وب‌سایت خود خودداری کنید
  • نظراتی که با چیزی به جز نام ارسال شده باشند تایید نخواهند شد حتی اگر مفید باشند