دسته: مالی

  • مدیر مالی یا مدیر حسابداری؟

    صبح اول وقت در دفتر هستیم و در حال بررسی وضعیت کسب و کار. برنامه‌ ما برای این کسب‌وکار ایجاد تغییر ساختاری در آن و راه‌اندازی یک سازمان فروش و بازاریابی است. تا به امروز این واحد تولیدی صنعتی به شکل سنتی اداره شده و افراد تیم یک تجربه زیسته سنتی از روش کار دارند.
    برای طراحی تغییر ساختار همیشه نیاز به گزراش‌های مالی دقیق است. تهیه این گزارشات عموما به عهده واحد مالی است.
    یک گزارش مالی قرار است اطلاعاتی برای تسهیل تصمیم‌گیری در اختیار تیم مدیریت قرار دهد. پس تنها گرفتن یک خروجی PDF نمی‌تواند کمکی به این کار کند.
    اینجا جایی است که باید چند نکته را مشخص کرد. اول اینکه فرق مدیر حسابداری و مدیر مالی و یک اقتصاد‌دان چیست؟

    فرق مدیر مالی و مدیر حسابداری

    حسابداری

    حسابداری عموما با ثبت و گزارش‌گیری اطلاعات مربوط به اقلام بهای تمام شده سر ‌و کار دارد.
    در حوزه حسابداری بهای تمام شده می‌توان موضوع را به دو دسته حسابداری مدیریت و حسابداری مالی تقسیم کرد.

    حسابداری مدیریت

    همانطور که از عنوان این بخش مشخص است اطلاعات و گزارش‌های این بخش از حسابداری برای استفاده مدیریت تهیه می‌شود و عمده استفاده مدیریت از این اطلاعات در داخل سازمان برای ارزیابی عملکرد فعالیتهای سازمان و نیروی انسانی و یا مبنایی برای اتخاذ تصمیمات دیگر خواهد بود.
    به همین جهت در تهیه این گزارشها می‌توان بر اساس نیازهای تیم مدیریت اقدام کرد و اصولا از محدودیت‌های بسیار کمتری برخورداریم. 

    حسابداری مالی

    مخاطب این نوع حسابداری اصولا در خارج از سازمان است. برای مثال اداره مالیات، سازمان بورس، مجمع عمومی و از این دست. برای تهیه این گزارشات باید بر اساس اصول پذیرفته شده حسابداری که مجموعه‌ای از مفاهیم و استانداردهایی هستند که چهارچوب ارائه این گزارش‌ها را مشخص می‌کنند اقدام کرد ( مفروضات بنیادی حسابداری، اصول حسابداری، محدودیت‌ها و میثاق‌ها).
    پس عموما در تهیه این نوع گزارشها محدودیت‌ها بیشتر از تهیه گزارشهای حسابداری است. 

    خب حالا که با تعاریف مختلف حسابداری آشنا شدیم نگاهی هم باید بیاندازبم به تعاریف مربوط به مدیر مالی. 

    مدیر‌مالی

    نقش سنتی مدیر مالی به تعریفی که از حسابداری کردیم نزدیک بوده است. وظایفی از قبیل تهیه گزارشات، ثبت اطلاعات مالی و مدیریت وجوه نقد سازمان.
    با گذشت زمان و پیچیده‌تر شدن اوضاع کسب‌وکارها نقش مدیر مالی هم عوض شد. سوالاتی که امروز یک مدیر مالی باید به آن پاسخ دهد سوالات زیر است:

    • سرمایه موجود باید برای کدام طرح استفاده شود ؟
    • چه اقدامی جهت افرایش ارزش سهام بنگاه باید صورت گیرد ؟
    • سرمایه بلندمدت بنگاه باید از کدام منبع تامین شود و هزینه این تامین سرمایه چقدر است؟
    • آیا باید سود سهام نقدی پرداخت کرد؟ سود مد نظر چقدر باید باشد؟
      اینها تنها بخشی از سوالاتی است که یک مدیر‌مالی باید به آن پاسخ دهد. اگر دقت کرده باشید جنس این سوالات از جنس استراتژیک است. سوالاتی که پاسخ به آنها مسیر کلان شرکت را مشخص می‌کند.
      به شکل کلی می‌توان گفت که وظیفه مدیرمالی اداره جریان پول است. 

    تفاوت مدیرمالی و اقتصاددان

    علم اقتصاد به مطالعه روش تصمیم‌گیری انسان در روبرو شدن با منابع محدود می‌پردازد. اگر دقت کنیم خواهیم دید که منابع موجود در اختیار انسان‌ها همه محدود هستند و انسان برای به دست آوردن چیزی باید از دست دادن چیز دیگری را بپذیرد.
    برای تولید کالای مصرفی و کالای سرمایه‌ای با میزان محدودی از منابع روبرو هستیم لذا اگر تصمیم به تولید مقدار بیشتری کالای مصرفی بگیریم باید از تولید کالای سرمایه‌ای کم کنیم. اینجاست که موضوع علم اقتصاد مطرح می‌شود. روش درست تصمیم‌گیری برای استفاده از منابع محدود.
    یک تحلیل‌گر یا مدیر مالی برای یک سازمان، پیش‌بینی و تحلیل انجام می‌دهد در حالیکه یک اقتصاددان در مورد یک صنعت یا کل یک فعالیت اقتصادی پیش‌بینی و مطالعه می‌کند. 

    پس می‌بینیم که تفاوت بسیاری میان یک حسابدار حتی اگر ارشد و با سابقه باشد با یک مدیرمالی وجود دارد. مدیرمالی باید توان تجزیه و تحلیل داشته باشد ‌و با استفاده از اطلاعاتی که حسابدار ثبت و ضبط کرده اقدام به تصمیم‌گیری کرده و یا تصمیم‌گیری مدیران ارشد در این حوزه را تسهیل کند.