حالا حدود ۱۷ روز از شروع جنگ گذشته و تقریبا زندگی همه ما را تحت تاثیر خودش قرار داده و حتی مسیر زندگی عدهای را کاملا عوض کرده است.
روزهای آخر سال که همیشه شاهد جنب و جوش و زندگی بود حالا همراه شده با صدای انفجار و فضایی پر از دود و آدمهایی دنبال خبری از آینده.
در این چند سال گذشته تمرکز من بر روی فعالیتهای تجاری در بازارهای صادراتی مخصوصا در کشورهای اطراف بود. از شرکت در نمایشگاهها تا طراحی سیستمهای تولید سرنخ تجاری با هوشمصنوعی. هدفم این بود که در بازارهای بینالمللی کاری انجام بدهم. روزهای زیادی را در کشورهای مختلف بودم و با افراد زیادی از هند گرفته تا ژاپن دوست شدم. یکی از جذابیتهای این نوع از کارها این است که دوستانی از کشورهای مختلف و با فرهنگهای متفاوت پیدا میکنی و فضا برای یادگرفتن بسیار باز است.
در زمان جنگ ۱۲ روزه دبی بودم. همان روزی که پرواز برگشت داشتم به ایران حمله شد و پروازها کنسل شد. ماندم دبی. فضای عجیبی بود. در اخبار بمباران کشورت را میدیدی و پاسخهای موشکی ایران به اسرائیل را، اما دبی همه راحت و آسوده بودند و کسی حسی از جنگ نداشت. گاهی کسی یا دوستی شاید از اوضاع میپرسید.
یادم هست بعد از عملیات وعده صادق ۱ دوستی از سریلانکا پیام داد که برادر با خانواده بیا اینجا همه امکانات در اختیارت خواهد بود. بیا که اسرائیل به زودی ایران را نابود خواهد کرد. گفتمش نگران نباش. طوری نمیشود.
در همان سریلانکا با عاقله مردی، که تاجر و کارخانه دار بزرگی در حوزه تولید چای بود آشنا شدم که میگفت هر جا صحبت از مقابله با امپریالیسم و آمریکا باشد او حاضر است.
خلاصه همه جور آدمی دیدم.
اما حالا ایرانم. از اول جنگ. روز اول که صدای موشکها را در دفتر کارم شنیدم تا امروز که بالاخره یکی جلوی این زورگویان یاوه باف تاریخ ایستاد.
دنیا در حال تغییر عظیمی است و ما در میانه این تغییر با قدرت و صلابت ایستادهایم.
اما کاسبی را چه باید کرد؟
با توجه به شرایط اخیر به نظر میآید همه کارهایی که برای حضور در بازارهای بینالمللی کردهام فعلا از بین رفته است و کاری نمیشود از پیش برد.
حالا تمرکز باید بیشتر روی داخل باشد. البته رسیدن به آخر سال هم باعث میشود خیلی کاری پیش نرود اما یک نکته را میتوان گفت و آن اینکه همین شرایط هم حتما پر است از فرصت که باید هوشمندانه انتخاب کرد.
چیزی که مشاهدات من از زمان اغتشاشات و جنگ از وضع اینترنت نشان میدهد این است که تقریبا میتوان گفت دیگر اینترنت بینالملل و دسترسی به آن برای ما مقدور نخواهد بود.
حتی وصل شدن اینترنت بینالمللی هم ممکن است هیچ وقت پایدار نباشد و این عدم پایداری یعنی اینکه کسب و کارها خیلی نخواهند توانست روی آن حساب کنند. عده زیادی از کسب و کارهایی که برای فروش محصولات خود وابسته به اینستاگرام بودند از بین رفتهاند و احتمالا بسیاری از آنها اصلا تابآوری لازم برای این شرایط را نداشتهاند.
آنچه که مشخص است این که وابستگی سرویسهای آنلاین به هر گونه ارتباط خارجی یک تهدید جدی است.
اگر وضعیت فعلی اینترنت را به عنوان یک فضای نرمال جدید در نظر بگیریم باید به شکل جدی به توسعه سرویسهای پایدار روی اینترنت داخلی فکر کرد.
وقتی از راهاندازی سرویسهای داخلی صحبت میکنیم شاید خاطره توسعه پیامرسانهای داخلی در ذهن بیاید که خیلی هم خاطره خوبی نبود اما همین روزها این پیامرسانها به شدت مورد استفاده هستند ولی از پایداری لازم هم برخوردار نیستند.
وقتی به صحنه بینالملل نگاه میکنیم در دنیا تنها ۲ پیامرسان اصلی در حال استفاده هستند، تلگرام و واتساپ اما در ایران تقریبا ۵ پیامرسان توسعه داده شده که آنها هم هیچکدام موفق نشدند در زمانی که به آنها نیاز بود درست کار کنند.
به هر حال امروز به نظرم فضای راه اندازی سرویسهای داخلی پایدار بر بستر اینترنت داخلی میتواند فرصت جذابی باشد.
از سرویسی برای فروش آنلاین که جای اینستاگرام را پر کند تا ایجنتهای هوش مصنوعی.
به هر حال چه بخواهیم و چه نخواهیم شرایط کشور و منطقه عوض شده و به همین ترتیب شرایط و نیازهای بازار نیز تغییر یافتهاست و لذا استراتژی کسب و کار نیز باید بر اساس آن تغییر کند.
دیدگاهتان را بنویسید